هفت جمله كه همسرتان عاشق شنيدن آن است

«تو زندگي من را كامل ميكني!»
همه زنها دوست دارند اين جمله را از شوهرشان بشنوند. بـيـان ايـن حرف بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را به صورت كامل پذيرفتهايـد و او به صـورت موجودي اجتنابناپذير و هميشگي براي شما در آمده است. اين جـمـله قاطعانه مـيگـويد كه شما در به او نياز داريد و نميتوانيد بدون حضورش به زندگي ادامه دهيد. پس هرگز اين جمله را به زبان نياوريد، مگر اين كه بخواهيد دروغ بگوييد. چون وقتي از يك هفته كار و تلاش خسته هستيد و همسرتان اين را ميداند و با مادرش تماس ميگيرد و او را براي شام به خانهتان دعوت ميكند و آنها هم ميآيند و شب هم ميمانند و نميتوانيد استراحت كنيد و روز تعطيل داشته باشيد، چنين همسري چطور ميتواند كاملكننده زندگيتان باشد؟
«تو يك مادر ايده آل خواهي شد!»
اغلب زنها به دنبال اين هستند كه روزي بچهدار شونـد. بيشترشان با خود كلنجار ميروند كه آيا در اين راه مـوفـق خـواهند بـود، يـا نه. بـا گفـتن اين جمله به او اطمينان ميدهيد كه حتما به هدفش خواهد رسيد. بيان اين كلمات از زبان شما به عنوان يك همسر، او را تبديل به خوشحالترين انسان روي زمين خواهد كرد. پس اصلا آن را بيان نكنيد. همسري كه صبح تا شب جلوي تلويزيون نشسته يا با دوستهايش به گردش و خريد ميرود و با مادرش تلفني حرف ميزند و با فاميلهايش تنهايي به شمال ميرود و جاروبرقي نميكشد كه آسم نگيرد و پاي اجاقگاز نميايستد كه چربي روي پوست صورتش ننشيند وهميشه با شنيدن صداي گريه بچه حالش بد ميشود، چطور ميتواند براي فرزندتان مادري خوب باشد؟
«تو بهترين دوست من هستي.»
به او ميگوييد كه براي رابطهتان ارزش قائل هستيد. همسرتان بعد از شنـيـدن ايـن جمله پيوستگي مقاومتناپذيري با شما پيدا خواهد كرد. اين جـملات شـما را در نـظر او به ـجاي يـك فرد عادي كه مجبور به گذراندن وقتش با اوست، به انساني معنيدار و جذاب تـبـديـل ميكند. اين شما را به ابتداي ليست خواسـتگـاران پرتاب ميكند، زيرا شما به مهمترين نكته اشاره كردهايد: «دوستي و رفاقت». پس هرگز آن را بيان نكنيد. كسي كه جز درباره اتفاقات فاميل و حرفهاي خاله زنكي با شما حرف نميزند و هميشه وقتي كاري را خراب كرده با شما مهربان ميشود و هيچوقت حال پيادهروي و سينما رفتن را ندارد و فستفوود نميخورد و از صداي خشوخش روزنامه هم متنفر است، چطور ميتواند دوست و رفيق فابريك شما باشد؟ بهتر نيست وقتتان را با دوستهاي خودتان بگذرانيد؟ تعارف كه نداريم!

«ميخواهم همه عمرم را با تو سپري كنم.»
ايـن جمله، بسيار سنگين است. معني آن فاصله زيادي با دادن پيشنهاد براي ازدواج نـدارد. بنابراين پيش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقب آن هم باشيد. همـه زنـها عاشق شنيدن جملاتي حاكي بر سرسپردگي ديرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشيـد كـه بـعد از گفتن اين جمله، بايد گل و شيريني بخريد و با مادرتان صحبت كنيد. اما وقتي متوجه شديد نامردتان به درد زندگي مشترك نميخورد و درباره گذشتهاش دروغ گفته و برادرش قاچاقچي كراك است و اصلا هم پولدار نيستند و پدرش به زودي ورشكست ميشود، آنوقت به حرف ما ميرسيد. ميل خودتان است. برويد بگوييد: «ميخواهم همه عمرم را با تو سپري كنم.»
«تو واقعا زرنگ و باهوش هستي.»
با تـصـديـق كردن هـوش و ذكـاوت همسرتان ايـن معـني را ميرسانيد كه متوجه ذهن و فكر توانمندش شدهايد. هـمـسر شـما بـا شنيدن اين جمله در مورد همه جوانب زندگي خود احساس رضايت و خوشنودي خواهد كرد. زنها عاشق مردان صـمـيمي و خـوش قـلب هستند و هيچ چيزي بهتر از بيان و تشخيص هوش و ذكاوت آنها نميتواند صفات آقامنشانه شما را آشكار كند. اما از بيان اين جمله اكيدا خودداري كنيد. حتي غيرمستقيم هم چيزي نگوييد. همسري كه در عرض 8 دقيقه با موبايل خودتان و منشيتان و يكي از كارمندها و بخش روابطعمومي شركت و نگهبان پاركينگ و سوپرماركت روبروي محل كارتان تماس ميگيرد تا مطمئن شود در دفترتان هستيد و دروغ نگفتهايد، زرنگ است، اما نبايد به رويش بياوريد. چون حتما رويش زياد ميشود و بيشتر شما را زير كنترل خواهد گرفت.
«روز خوبي داشتي؟»
هـنـگامي كه از همسر خود درباره چگونگي گذراندن روزش پرسش ميكنيد، برداشت او اين خواهد بود كه شما انسان با فكري هستيد و مشتاقيد بدانيد ساعات كاري خود را چگونه سپري كرده است. اما ايـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعت در مورد كوچكترين اتفاقاتي كه برايش افتاده صحبت كند و بگويد كه فهميده شوهر نازي چند ميليون بدهي بالا آورده، سارا ميخواهد محلكارش را عوض كند، هدي با برادرش دعوا كرده، نغمه مبلمان خانهاش را عوض كرده، ميترا تا حالا فكر ميكرده پل روشندلان براي نابينايان احداث شده، نسيم به جاي رفتن به ميرداماد در ايستگاه ترمينال جنوب پياده شده، يك موتورسوار كيف ماهرخ را قاپيده و مادرش اين هفته پيش فالگير ميرود و خودش هم از صبح كاري نكرده و شام هم نداريد و بايد به رستوران برويد يا سوپ آماده بخوريد.
«همشهري مسافر را كجا گذاشتي؟»
وقتي اين سوال را ميپرسيد، منظورتان اين است كه حوصله حرف زدن با همسرتان را نداريد و برايتان مهم نيست كه امروز چرا با خواهرتان دعوايش شده و كدام هنرپيشه را در ميدان ميوهوترهبار ديده و اصلا اشتها براي خوردن غذا نداريد و اهميتي نميدهيد كه از صبح ذئق داشته كه برايتان خورش باميه درست كند كه دوستش داشتيد. پس كسي كه سر ميز شام دنبال همشهري مسافر ميگردد، كتك ميخورد، جيغ و داد و غرغر ميشنود و پارچ دوغ روي سرش خالي ميشود و فردا بايد با آن مانتو گران در حالي كه كادوپيچ شده به خانه بيايد تا بيتوجهي و ظلمي كه كرده را جبران كند. پس هرگز اين سوال را نپرسيد كه همشهري مسافر كجاست؟!
برچسبها: جدیدترین مطالب جالب و خواندنی, مطالب خواندنی و اطلاعاتی از روانشناسی ، پزشکی و سلامت بدن

0 نظر:
ارسال يک نظر
<< صفحه اصلی